خرید بک لینک

درباره سایت

(۶۱)

امکانات وب

نمیدونم باید چکار کنم یعنی ایندفعه رو من نباید کاری کنم منتظر باید باشم وانتظار بدترین حالت ممکنه است .

بازم نتونستم دووم بیارم وشکست خوردم:D

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

از همین میترسم ، ک به کسی یا چیزی عادت کنی اونوقت اون کس یا اون چیز قالت بذاره اونموقع دیگه هیچی برات باقی نمی مونه . می فهمی چی میخوام بگم؟ ازکسایی که میزارن میرن خوشم نمیاد واسه همینم اول از همه خود

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

شاید یکی از خنده دارترین و یا مسخره ترین چیزها این باشه کسی بهت دروغ بگه با اینکه تو میدونی اصل ماجرا وحرف چیه .راست میگفت که خوی وحشیگری داری اما باور نکردم .

مثل من نباشید که از رفتن ونبودن آدم های زندگیتون ناراحت وگوشه نشین بشین. مطمئنا هر چیزی سر جای خودش قرار گرفته :)

+مادر بودن قشنگ ترین حس دنیاست ؛ اینو امروز عصر فهمیدم شاید هم بعد گذشت سالها دقت کردم ؛ یکی مثه مامان یکی مثه زهرا خانم همسایه و...

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

یه چند شب پیش سریال سینمایی رقص روی شیشه رو دیدم فیلم خوبی بود اما چه حیف با اون سرمایه گذاری زیادش قسمت آخر ، آینده شخصیت های فیلم با توضیحات راوی تموم شد اونم خیلی مسخره . +از هر دست بدی از همون دس

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

اصلا بلد نیستم حرف دلم رو به طرف مقابلم درست بگم واین باعث میشه ذهنشو به سمت دیگه سوق بدم ودر آخر باعث اذیت هردو یا هر چند نفرمون میشه . چیکار کنم؟!

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

امروز روز اولی بود که برای رسیدن به خواسته هام حرکتی انجام دادم هرچند کوچیک اما برای شروع خوب بود .اول از همه نیازه به آرامش درون برسم . اگر چه سرشب دلم خیلی از رفتارهای یخ بی دلیل بعضی از افراد گرفت اما سعی میکنم نگاهم مثبت باشه . بسه به چیزایی که دوست داشتم فقط فکر میکردم میخوام تلاش کنم برای رسیدن ببینم چی میشه :)

+ ذهنم مخ مخه میکنه که پیام بدم ...پیام بدم؟ یانه؟! من بی معرفت نیستم از اینکه برداشتت چطور باشه مطمئن نیستم .

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

امروز بقدری سرم شلوغ بود که فقط یادم میاد فلش وهنزفری رو روی میز کامپیوتر گذاشتم ، بهش گفتم آخر شب آهنگهارو میریزم برا فردا اماده باشه اما بعد هر چی گشتم نبود از استرس شروع کردم به گریه میدونستم فردا

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

نشست تو ماشین، دستاش میلرزید، بخاری رو روشن کردم. گفت ابراهیم ماشین ات بوی دریا میده، گفتم ماهی خریده بودم، گفت ماهی مرده که بوی دریا نمیده، گفتم هر چیزی موقع مرگ بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه.گفت من بمیرم بوی تو رو میدم...

سیامک تقی زاده

+دیشب قشنگ ترین ورویایی ترین خواب عمرم رو دیدم ذوق می کنم از یاد آوریش برای خودم :))

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

اعتراف می کنم که زود قضاوت کردم و قضاوت میکردم انگار خوره تمام وجودم رو می گرفت اگر سریع واکنشی نشون نمی دادم .از حق نگذرم گاهی حس ششم قوی هست، اما باید گاهی در مقابلشسکوت اختیار کنم هر چند که درست با

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

چقدر خوبه که میشه طرز تفکرو دید بلاگرها نسبت به موضوعات که اطرافه وهمچنین نحوه برخورداشون آشنا شد . وبتونی استفاده مفید داشته باشی.

خوشحالم بلاگرهایی رو دنبال می کنم که سطح دید بالایی دارن :)

برچسب: نویسنده: آریا احمدی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 0:17

صفحه بندی